تبلیغات سوختن و ساختن
تقديم به تمام كسانی که يه روزي دلشون شكست و هرگز زخم دلشان مرحمي نداشت

با عرض سلام به همه دوست داران فیلم های سه بعدی  ( 3D film & 3D move )

 اینجانب با توجه به اینکه وجود فیلم های سه بعدی تقلبی درون بازار زیاد شده و به ندرت فیلم سه بعدی نسخه اصلی یافت میشود دست به جمع آوری نسخه های اورجینال فیلمها زده و تا به امروز موفق به جمع آوری 1300  فیلم سه بعدی اورجینال شده ام

توضیحات در مورد فیلم سه بعدی و صنعت سه بعدی

نخست به تعریف کلمه سه بعدی بپردازیم 

سه بعدی ( 3D ) چیست ؟

منظور از سه بعدی  سه وجهه ی یک شئی یا یک شکل میباشد یا به طور دیگر سه بعدی یک شئی شامل ابعاد در عرض، طول، و ارتفاع می‌باشد که از این صنعت توسط انسانها در فیلم برداری به گونه ای که در زیر آمده است در فیلمها استفاده شد 

 

بطور خلاصه میتوان سه بعدی را اینطور تشریح کرد که مغز انسان با دریافت دو تصویر توسط دو چشمان از انها یک تصویر بعد دار و دارای عمق میسازد.
 
برای یک فیلم سه بعدی دوربینی با دو لنز جانبی لازم است که هر کدام یک صحنه واحد را در زاویه هائی که به مقدار بسیار کمی از یکدیگر متفاوتند فیلمبرداری میکند. فاصله بین این دو لنز به اندازه فاصله دو چشم است.
 
در سال 1838 Sir Charles Wheatstone برای اولین بار mirror stereoscope و در سال 1844 یک المانی تکنیک عکاسی stereoscopic و یک اسکاتلندی یک نظاره گر را ابداع کردند و سرانجام نظاره گر هولمز امریکائی به تمام خانه ها راه یافت.
ژوزف دالمدا روشی برای پخش بعد دار را در سال 1858 در پاریس به نمایش گذاشت. در ان اولین تصویر نارنجی رنگ و دیگری ابی شده بودند و هر دوی این تصاویر از ورای یک Filtre رنگی مربوط به انها دیده میشدند یعنی با عینک نارنجی یا عینک ابی. بعد از ان ابداعات دیگری نظیر Verascope که شبیه یک دوربین بود پدیدار گشتند.
 
اولین فیلم بعد داری که به نمایش عموم گذاشته شد اثر Edwin S. Porter و William E. Waddell در 10 ژوئن 1915 در نیویورک بود.
اولین فیلم فیکشن به نام Power of Love از Harry K. Fairall و به دنبال ان فیلم ناپلئون از Abel Gance بعضی از صحنه ها را با سه دوربین فیلمبرداری کرده بودند.
در نمایشگاه جهانی نیویورک در سال 1939 مردم نظاره گر استریو را که View-master نامیده میشد و توسط شرکت Sawyer’s ساخته شده بود را مشاهده کردند که با ان فیلمهای Bambi, Rintintin و داستان پریان را بصورت عکس نمایش میداد. در این زمان Polaroïd عینک مخصوص برای تماشای اینگونه تصاویر را ارائه کرد و بعد از جنگ جهانی دوم در روسیه یک سالن سینما مخصوص نشان دادن این نوع فیلمها ساخته شد.
در هالیوود اولین فیلمهای بعد دار نظیر The Lions of Zulu در زمستان 1952 ساخته شده و در دو سالن پارامونت که پر از تماشاچیانی بود که با عینکهای پلاریزانت خود رفته بودند پخش شد. 
اما در سال 1953 بود که این تکنیک بسیار طرفدار پیدا کرده و تکنیک های بسیاری بکار برده شدند که وارد جزئیات همه انها نمیشویم

 

منظور از فیلم های تقلبی فیلم های تبدیل شده از دو بعدی به سه بعدی و از سه بعدی دیجیتال به سه بعدی آناگلیف میباشد

سه بعدی اورجینال دارای خاصیت هایی میباشدکه عبارتست از کیفیت فوق العاده تصویر و دارای عمق بی نظیر و با کیفیت اصلی و مهمترین مورد است که درون فیلمهای تقلبی موجود نیست بیرون آمدن اشیاء از تصویر میباشد که در فیلم های اصلی  موجود میباشد  

اکنون با توجه به درخواست دوستان دست به فروش و کرایه و ارائه لینک دانلود زده تا دوست داران اینگونه فیلم ها بتوانند از کیفیت فیلم وعمق فیلم و بیرون آمدن اشیاء از صفحه نمایش، لذت کافی را ببرند!

خدمات ما به چند صورت زیر ارائه میشود:

کپی روی هارد اکسترنال و اینترنال

کپی روی فلاش

ارائه روی بلو-رای 25 گیگ و 50 گیگ و به تازگی 100 گیگ و 128 گیگ و 270  گیگ با قابلیت ری رایت

ارائه لینک دانلودمستقیم بدون داشتن اشتراک سایت

ارائه نمونه قسمتی از فیلم درخواستی

ارسال به شهرستانها و شهرهای کشور

کپی روی هارد ارسالی شما هر100 گیگ 40 هزار تومان

دوستان توجه کنند فیلم های سه بعدی به صورت ساید بای ساید با فرمت mkv  هم موجود میباشد

فرمتهای ارائه شده ی ما m2ts    و   bdmv      و   tp    و divx sony   و mkv   میباشد

برای دوستان همکار ایمایج ( images   ) فیلم ها موجود میباشد  که با چند کلیک ساده قابلیت رایت روی بلو-رای 25 و 50 گیگ و 100 گیگ و 128 گیگ و 270 گیگ را دارند

در ضمن بازی سه بعدی برای تلویزیون های سه بعدی هم موجود میباشد ( LG , Samsung , sony, asus , philips , sharp , Panasonic  )

بازی های ارائه شده تست شده و در برخی موارد قابلیت اجرا با فلاش هم پشتیبانی و اجرا شده است

لازم به ذکر است فروش برای شهر یزد و شهرستانهای اطراف همراه با 30 درصد تخفیف است

فیلم سه بعدی در فرمتهای مختلف و انواع مختلف ارائه میشود که عبارتست از

فرمت تک تصویر که یک تصویر فول اچ دی  ( Full HD  ) دارد مانند فیلم های معمولی ولی با کیفیت فوق العاده بالا با ریزولایشن تصویر 1920 *1080

فرمت ساید بای ساید یا همان تصاویر پهلو به پهلو که دو تصویر کنار هم قرار گرفته است

فرمت بالا و پائین یا همان تصاویر زیر و رو که دو تصویر روی هم قرار گرفته است

این سه حالت در بیشتر تلویزیون های سه بعدی پشتیبانی میشود

و یک حالت سه بعدی دیگر هم موجود میباشد که در ایران بسیار نایاب بوده که حالت پرشی چپ به راست است که تصویر در حالات مختلف از راست به چپ میرود و تصویر سه بعدی ایجاد میکند که تماشای این فیلم ها همراه با لذت خاصی میباشد

 

لیست فیلم برای ارائه در حال حاضر

البته به زودی مجموعه کامل 1300 فیلم رو برای دوستداران آماده ارائه میکنیم

فیلم هایی که در لیست قرار دارند رو به چند صورت آماده ارائه داریم که عبارتست از

بلو-رای 25 گیگ

بلو-رای 50 گیگ

بلو-رای 100گیگ

بلورای 128 گیگ

بلورای 270 گیگ

فیلم در دو نسخه  720p  & 1080p

فیلم در نسخه 3D sbs & up,down

وفرمت mkv  

وفرمت اصلی و بدون دستکاری فیلمها ( m2ts )

خرید این فیلمها به صورت یکجا امکان پذیر میباشد ( خرید فیلم سه بعدی 3D film shop )

ارسال فیلم سه بعدی به شهرستانها و ارائه لینک دانلود فیلم سه بعدی مقدور میباشد

لیست فیلم برای مشاهده

 

 Cloudy with a Chance of Meatballs 2 2013

Despicable Me 2 2013

Ender’s Game 2013

Epic 2013

Far East Movement - So What

Fast and Furious 1-2-3-4-5-6

Green Street 3 - Never Back Down 2013

How To Train Your Dragon

ice age 1-2-3-4

iron man 3

Mr Bean's Holiday

Now You See Me 2013

Outback 2012

ResidentEvil After Life

Rio 2011

Secretary 2002

Shovalie Va Roz 2010

Shrek Forever After

The Hobbit The Desolation of Smaug 2013

The Hunger Games Catching Fire 2013 

The Vampire Diaries

The Illusionist 2006

Thor The Dark World 2013 720p

Turbo 2013 

 

A Very Harold and Kumar Christmas

abraham licon 2012

Arthur Christmas

Avatar

Awakening

Brave 2012

Cars Toon in

Despicable Me 

Dredd (2012) 720p

FIFA World Cup HDTV

Final Destination 5

Fortress

Frankenweenie 2012

Ghost Rider2

Gnomeo and Juliet

Harry Potter

hogo

How To Train Your Dragon 2010

Hubble

Ice Age-4

Immortals

Inception

Iron Man2 

John Carter

Journey 2

madagascar3

Megamind 3D 2010

Men in Black 3

National Monsters

Nemo

Never Back Down 2

Pandaye Kung Fu Kaar 2

piranaha 1

piranaha 2

Planet Dinosaurs HD

Predators 2010

Prometheus

Resident Evil Degeneration

Salam Kung Fu Panda

Sammy s Adventures 2

Stake Land 2010

Step Up

Street Dance  2

Street Dance  3

Street Dance  4

Tactical Force 2011

The Amz SpiderMan

The Lorax

The Smurfs

The Three Musketeers

Transformers3 2011

Underworld 4

Up

VENUZ in D

World Cup 2010

Wrath of the Titans

A.P.7 (Book Of Love) 2009

Bad Teacher 2011

Big Mommas Like Father Like Son

Boot

Captain America The First Avenger

Catch Me If You Can

Clash-Of-Titans

Expendable 2

Gulliver's Travels 2010

HELLBOY 2 THE GOLDEN.ARMY

I Robot (2004) 720p

iron man

Jackass

Jackass ll

Killers 2010

king kong-HD

Never Back Down 2008

Night At The Museum 2

Resident Evil Afterlife 2010

silent-hill-revelation 2012

Snow White and the Huntsman 2012

Spiders 2013

Stake Land 2010

Tactical Force 2011

Tekken 2010

the avengers

the Blacks Game 2012 1080p

The Dark Knight Rises 20122

The Dictator 2012

The Girl Next Door

The Hangover

The Hangover Part II

The Hunger Games

The Three Stooges 2012

Wrath of the Titans 2012

Wrong Turn 5 2012

Yanni Live! The Concert Event 2006

 

animation

 

Bernard Bear 1-52

Cars Toon Maters Tall Tales 2010

Cloudy with a Chance of Meatballs

CRS 2011

Day & Night Pixar

Despicable Me-Minion

Happy Feet Two 2011

Hayolaha Alayhe Biganegan

EHayolayi Dar Paris Glory 2011

Hoodwinked Too! Hood VS Evil 2011

How To Train Your Dragon 2010

Kung Fu Panda 4

Looney Tunes Fur of Flying 2010

Madagascar 2 (Escape 2 Africa)

Madagascar 3

Megamind 2010

Rango 2011 Extended

Resident Evil Damnation

Rio 2011 720p

Secret of the Wings 2012

Shrek Forever After 2010

Tangled 2010 720P

Tangled Ever After 2012

 

و این لیست را برای دانلود نیز آماده کرده ایم

 

 لینک دانلود لیست فیلم

 

دانلود فیلم تبلیغاتی شرکت ال جی البته در حالت دوربین مخفی  ( پیشنهاد سایت )

 

به زودی الباقی عکس های این فیلم ها بر روی سایت قرار میگیرد و در پایان این قسمت چند عکس  از بالاترین کیفیت های موجود را برای معرفی به دوستان عزیز ارائه کرده ایم

 

نمونه کیفیت فرمت mkv  برای دانلود آماده شده است

 

دانلود نمونه فیلم سه بعدی با لینک مستقیم و رایگان کیفیت فرمت mkv

 

دانلود نمونه فیلم سه بعدی با لینک مستقیم و رایگان با فرمت mkv که دارای کیفیت half sbs یا همام ساید بای ساید میباشد

 

 

دانلود نمونه فیلم سه بعدی با لینک مستقیم و رایگان با فرمت mkv فیلم مقصد نهایی 5 ترسناک Final Destination 5

 

دانلود نمونه فیلم سه بعدی با لینک مستقیم و رایگان کیفیت m2ts کیفیت اصل شرکت ال جی

 

دانلود نمونه فیلم سه بعدی با لینک مستقیم و رایگان با فرمت   m2ts    که دارای استاندارد جهانی انجمن استریوسکوپی آلمان میباشد

 

و در آخر یه نمونه عکس از کیفیت فیلمهای ساید بای ساید قابل ارائه از همین سایت رو برای تست کیفیت قرار داده ایم روی نوشته کلیک کنید

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ( دانلود فیلم با لیک مستقیم دانلود فیلم سه بعدی با استاندارد جهانی دانلود 3D film standard دانلود فیلم اصل سه بعدی دانلود فیلم سه بعدی اصل دانلود فیلم سه بعدی کیفیت بالا دانلود فیلم سه بعدی اورجینال دانلود فیلم سه بعدی با کیفیت و حجم کم دانلود  کلیپ شرکت ال جی الجی  سونی پاناسونیک سامسونگ  دانلود فیلم سه بعدی دانلود فیلم 3D  download 3D film  doenload 3d film sbs half sbs)


برچسب‌ها: دانلود فیلم سه بعدی, فیلم سه بعدی کم حجم, سه بعدی اورجینال, کیفیت فیلم اورجینال, دانلود فیلم اورجینال سه بعدی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 6:22 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

اول یه لطیفه طنز و نکته سنج

 یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود هیچ کس نبود(دقت کنید هیچ کس نبود)

در آبادی کوچکی مردمی زندگی میکردند....:l

حالا میفهمم ما با قصه خواب نمیرفتیم  همون اول هنگ میکردیم!!!!

 

 

دختر وقتی میخواد بیرون بره . پنج ساعت و نیم آرایش میکنه هفتاد نوع لباس عوض میکنه . ده جور عطر به خودش میزنه بعد میره بیرون و یه ربع بعد بر میگرده.
پسر وقتی میخواد بیرون بره . یه ربع لباس می پوشه و تا بفهمی چی شده سریع پریده توی خیابون و ده ساعت بعد بر میگرده.

دختر وقتی میخواد خرید کنه قیمت تمام اجناس مغازه رو می پرسه طوری که فروشنده تصمیم به خودکشی میگیره و بعد هیچ چیز از مغازه نمی خره .
پسر اولین جنسی که توی مغازه ببینه میخره و میاره خونه و می پوشه بعد تازه متوجه میشه که اندازش نیست 

دختر بعد از پرسیدن کلیه اجناس و قیمت شورت فروشنده اگه کمی فروشنده شانس داشته باشه تصمیم به خرید یه جنس میگیره و بعد وارد عملیات چونه زنی میشه .
پسر بعد از انتخاب جنس پول دوبله و سوبله به فروشنده میده طوری که تا آخر ماه ته جیبش شیپیش می مونه

دختر دو روز و نیم توی حموم میمونه و عملیات تاکتیکی روی خودش انجام میده.
پسر پنج دقیقه و سی و چهار ثانیه رکورد حمام رفتن میزنه .

دختر برای تابستان کلاس کامپیوتر و زبان و تایپ و ........ رو انتخاب میکنه.
پسر ماه اول تیکه انداختن به دختران گرامی . ماه دوم تور کردن . ماه سوم با عرض پوزش ......

دختر لباس چسبون میپوشه تا حدی که همه بر آمدگی هاش قلمبه بزنه بیرون
پسر لباس گشاد تا اونجایی که سی و پنج نفر توش به راحتی جا بشن .

دختر موقع راه رفتن خودشو را طوری تکون میده که همه انگشت به دهن بمونن .
پسر طوری راه میره که از پشت احساس میکنه یه شتر داره یورتمه امتحان میده


 

تفاوت های آقایان و خانم ها...

 

سبیل: 
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد. 

اسامی مستعار: 

اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.


پرداخت صورتحساب میز: 


وقتی صورتحساب را می آورند، با اینکه کلا ۱۵هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام ۱۰ هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میکنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند. 

پول: 

یک مرد ۲۰۰۰ هزار تومان برای یک جنس ۱۰۰۰ تومانی مورد نیازش می پردازد. یک زن ۱۰۰۰ تومان برای یک جنس ۲۰۰۰ تومانی که نیازی به آن ندارد می پردازد. 

بگو مگوها: 

حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی که یک مرد بعد از آن بگوید، شروع یک بگو مگوی دیگر خواهد بود 

آینده: 

یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود. 

موفقیت: 

یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند. 

ازدواج: 

یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج میکند،ولی تغییر نمیکند. یک مــرد به این امید با همسرش ازدواجمیکند که تغییر نکند، ولی تغییر میکند. 

بلوغ: 
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران ۱۷ ساله میتوانند مانند یک انسان بالغ رفتار کنند. اغلب پسران ۱۷ ساله هنوز در عالم کودکانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است که اکثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میکنند.


فیلم کمدی: 

فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میکنند، و حتی ممکن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش میشوند. 

دست خط: 

مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش “خرچنگ غورباقه” استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به “ی” ها و “ن” ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتها آن میکشد. 

حمام: 

یک مرد حداکثر ۶ قلم جنس در حمام خود داد – مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط ۴۳۷ قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند. 

خواروبار: 

یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسر می خرد. 

بیرون رفتن: 

وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی ۴ ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود. 

گربه: 


زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند. 

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میکنند — آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته کننده ها، سر طاس آقای زلفیان… 
تلفن: 

مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند. 

آدرس یابی: 

وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: “فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،” و “میدونم که باید همین نزدیکی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم.” 

پذیرش اشتباه: 

زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته ۲۵ قرن پیش از دنیا رفته است. 

فرزند: 

یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند. 

لباس شیک پوشیدن: 

یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میکند. 

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل میکنند. 
عروسی: 

هنگام یاد کردن از عروسی ها، زنان در مورد “مراسم جشن” صحبت میکنند، مردان درباره “میهمانی های دوران مجردی.” 

اسباب بازی: 

دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفنهای اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد. 

گل و گیاه: 

یک زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. کسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

یه رفیق داریم اسطوره ی مشکلاته !

بدشـــــــــانس ، بدهکـــــــــار ، تنـــــــها ، مشروط …!

یعنی دیگه مشکلی نمونده که این تجربه نکرده باشه !

زنگ زدم بهش ، میدونید آهنگ پیشوازش چی بود؟؟

همه چی آرومه… من چقد خوشحــــــــــــالم ..!


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 7:14 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
دوستم بعد از قرنی برام اسم ام اس زده 

برهنه درخلوت خود ایستاده ای که ناگهان 

مرا در آینه بـوق به دست میبینی که به سوی تو روانه ام 

به سرعت خم میشوی برای بالا کشیدن شلوارت اما افسوس که 
"اجسام از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیکترند" 

ینی چی بهش بگم الان ؟ 


رفیقم پفک بهم تعارف کرد 
دوتا برداشتم گفت خب دیگه بسته ، 
برگشت دستش خورد به درخت نصفش ریخت تو جوب 
( کلید اسرار ) 


ماکارانی عزیز با سلام 

لطفا از قیمه یاد بگبر اونم مثل تو قرمزه اما دور دهنمونو به شعا 5سانت رنگ امیزی نمیکنه 


چند وقت پیش تو سعادت آباد پورشه دیدم . داشتم به این فکر میکردم که من تو نید فور اسپید هم پولم نمیرسه اینو بخرم

آل پاچینو: 

وقتی بچه بودم،دعا میکردم که خدا به من دوچرخه بده،بعد فهمیدم که تخصص خدا در دادن چیزهای دیگه س،بخاطر همین یه دوچرخه دزدیدم و از خدا تقاضا کردم که منو ببخشه!!! 


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 5:2 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
خدایا آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم ، تقدیر من است یا تقصیر من !؟

بیاین چند دقیقه برای اونایی که با ماشینشون ساعت ها ترافیک رو تحمل میکنن تا برسن باشگاه بدنسازی و سوار دوچرخه بشن سکوت کنیم....

دقت کردین اگه اسمت میرزا پشمک الدین گل کلمیان هم باشه

وقتی میخوای ایمیل درست کنی میگه قبلا با این اسم ساخته شده؟

 

وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛
عجب نقاشیه نکبت...
چه دست فرمون داره توله سگ...
چه صدایی داره کثافت ...
چه گیتاری میزنه ناکس...
استاده کامپیوتره لامصب...
عجب گلی زد بی وجدان...
بی شرف کارش خیلی درسته...
دوستت دارم وحشتنـــــاک...

وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛
برو شازده...؟
چی میگی بامعرفت ...؟
آخه آدم حســـابی...؟
چطوری آی کیو...؟
به به استاد معظــــم...؟
کجایی با مرام...؟
آقای محترم...؟
برو دکتـــر برو...؟

 

پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده ؟

 

رفیق دوران مهد کودکم نه تنها ازدواج کردبلکه طلاقم گرفت.
منم هنوز دارم پاندای کنگ‌فوکار دانلود میکنم

 

ازدکمه "اینتر"، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم

که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد !

 

یکی میگفت : باید ازکنارمشکلات باسرعت عبورکنی وبگی:میگ میگ

اما نمیدونست مشکلات نشستن رومون میگن : "انگوری انگوری" !

 

یه گلدون میخری ۱۰۰هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری، به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب میشه!
اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه میشه!!

 

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش ...

اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند !

یکی از بچه ها لپ تاپش رو آورد پیش من ، وصلش کردم به مودمم که فایل دانلود کنم میگه دانلود نکن حجمم کم میشه !یعنی تا این حد  

1- چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!

الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !

2 - اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!

الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !
د) انشاا... بقای عمر ? تای دیگر باشه !

3- ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!

الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !

4- اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!

الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید !
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید !
د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید !

5 - محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!

الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟!
د) من واقعا ... من واقعا عاشق .... من واقعا عاشق تو .... من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !

6 - در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!

الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشویق می کنید !
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !

7 - اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!

الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !
د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد !

8 - نظرتان در مورد این جمله چیست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )

الف) زیبا ترین جمله دنیاست !
ب) با معنا ترین جمله دنیاست !
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !

9- در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!

الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم !
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !
د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم !



 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1391ساعت 3:16 قبل از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
برای گذاشتن عکس در پیش زمینه ی پوشه در ویندوز xp از متن نوشته شده زیر استفاده کنید

متن خود را درون نوتد کی کرده و آدرس عکس خود را بدهید

ExtShellFolderViews=
{BE098140-A513-11D0-A3A4-00C04FD706EC}={BE098140-A513-11D0-A3A4-00C04FD706EC}

[{BE098140-A513-11D0-A3A4-00C04FD706EC}]
Attributes=1
IconArea_Image=k:\31.jpg

[.ShellClassInfo]
ConfirmFileOp=0
IconFile=%SystemDrive%\Ballance.ico
IconIndex=0a
                           

 

امیدوارم نهایت استفاده را ببرید

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 2:48 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

www.kocholo.org * براي ديدن عكسهاي بيشتر كليك كنيد - سايت كوچولو

www.kocholo.org * براي ديدن عكسهاي بيشتر كليك كنيد - سايت كوچولو

 

www.kocholo.org * براي ديدن عكسهاي بيشتر كليك كنيد - سايت كوچولو

 

www.kocholo.org * براي ديدن عكسهاي بيشتر كليك كنيد - سايت كوچولو

www.kocholo.org * براي ديدن عكسهاي بيشتر كليك كنيد - سايت كوچولو

www.kocholo.org * براي ديدن عكسهاي بيشتر كليك كنيد - سايت كوچولو

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 2:22 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
هیچ کس ، هیچ کسی را نشناخت...
           

 .

       سکوت، صدای گام هایم را باز پس می دهد

                               با شب خلوت به خانه می روم

  .

  .

           صدای گام های سکوت را می شنوم

               خلوت ها از با همی سگ ها بهترند ...

  .

  .

          سکوت گریه کرد دیشب

                  سکوت به خانه ام آمد

          سکوت سرزنشم داد

             و سکوت ساکت بود سرانجام ...

     .

     .

         ... نمی دانم چرا

                 شاید برای آنکه این دنیا بزرگ است

                       و دور است و کور است

                               دروغ است و غریب است ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 2:16 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
سوگند...

سوگند

سوگند ميخورم به اين لحظه زيبا و پر از عشق

كه تمام فكر و زندگی ام تو باشی 

نام تو باشد و عشق تو باشد عزيزم

آمدی در قلبم چه زيبا هم آمدی ،

آمدی و مرا ديوانه و عاشق خودت كردی

 پس :

سوگند ميخورم كه با تو بمانم ، بمانم و عاشق هم بمانم ،

نه مجنون باشم و نه فرهاد

تنها خود خودم باشم ...

سوگند ميخورم كه اينك كه عاشق شدم

با آرامش با تو باشم

بدون هيچ دغدغه و يا دلهره و يا ترسی از عشق ..!

سوگند ميخورم كه تنها نام مقدس تو را بر زبان بياورم ..!

به اين نام زيبايت قسم كه در اين سفر دشوار

دستانت را رها نكنم و تو را هر چه

زودتر به سرزمين عشاق برسانم

به آن قبله گاهی كه روبروی آن نشسته ای و از خدای خويش

آرزوی مرا داری قسم ،

كه به خاطر تو تمام سختی ها و مشكلات را تحمل كنم

و به خاطر تو سالها انتظار

بكشم تا روزی به تو برسم و تو را در آغوش بگيرم .

به آن اشكهای مقدست قسم ،

به آن اشكهايی كه روی گونه های نازنينت سرازير

شده است قسم كه هيچگاه حرفی نزنم كه قلبت شكسته شود

و كاری نكنم كه دلت به درد بيايد و چشمانت خيس شود ..!

عزيزم اينك دستانت را به من بده و بگذار دستانت را محكم

و با تمام وجودم بفشارم و سوگند خويش را برايت ياد كنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 2:14 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان  راستگویی


for voice is
pray
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند
for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت
for hands is charity

برای دستان شما بخشش
for heart is love برای قلب شما عشق
and for life is
friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست
No one can go back and make a
new start
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
Anyone can start from
now and make a brand new  ending
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه
God didn't promise days without
pain
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره
laughter without
sorrow , sun without rain,
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
but He did promise strength for the day, comfort for the tears
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way
و چراغ راهمون میشه
Disappointments are like road
bumps, they slow  you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن

but you enjoy the smooth road afterwards
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد
Don't stay on
the bumps too long
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن
Move
on
به راهت ادامه بده

When you feel down because you didn't get what  you want just sit tight
and be happy
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
ناراحت نشو

because God has thought of
something better to 
give you
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده
When something happens to you
,good or bad,

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه
consider what it means
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست
There's a purpose to life's events
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد
to teach you how to laugh more or not to
cry too  hard
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری
You can't make someone love
you

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
all you can do is be someone who
can be loved
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the person to realize your worth
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه
It's better to lose your pride to the one you love
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که
than to lose
the one you love because of pride
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

We spend too much time looking
for the right  person to love ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن
or
finding fault with those we already love
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم
when instead
باید به جای این کار
we should be perfecting the love we
give

در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم
Never abandon an old
friend
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن
You will never find one who can take their
place

چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت
Friendship is like wine

دوستی مثل شراب میمونه

 older it gets better as it grows
که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه

When people talk behind your
back, what does it  mean?
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟
Simple ! It means that you are two steps ahead of them
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری
So, keep moving ahead in Life

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 2:13 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

سلام


 کسی که اول اسمش با حرف میمه


 بدون هیچ مقدمه


 این آخرین نامه ی زندگیمه


  الان که دارم حرفای آخرو مینویسم


عکست نشسته جلو چشمای    ضعیف و خیسم 


  الان دیگه صحبتی از غرور نیست


حرفی به جز سفر به راه دور نیست


  امشب نشستم خاطرات مونو دوره کردم


دیدم گمونم بهتره


 پیش تو بر نگردم


فضای خونه رو بذار برات کنم تداعی


  راستی وداع ما ببین شده


عجب وداعی


 منو یه عکسو حلقه ی طلایی که خیلی برام عزیزه


تنها نشستیم با یه تیغ         که رو به روم رو میزه


راستی عزیزم امروز     روز تولدم بود  


 مهمون جشنم امشب        فقط دل خودم بود


امروز نمیدونی نگاهمم چه جوری در به در بود


 همش چشام به در بود


از  هر کسی سراغتو گرفتم


 هر کسی میشناختم عزیزم


 از تو بی خبر بود


نمی تونم حرف بزنم


یه بغض خیلی سنگین       راه گلومو بسته   


 نمی خوام از حرفهای      من بشی دوباره خسته


گلم   گلم ببخش  اگه صدای منو غم گرفته


باید منو ببخشی که   چشمامو  نم  گرفته   چیکار کنم دست خودم

نیست  به خدا دلم یه کم گرفته


دلم یه کم گرفته

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 3:37 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

حال من بد نيست غم كم ميخورم

كم كه نه هر روز كم كم ميخورم
آب مي خواهم، سرابم مي دهند

عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نميدانم كجا رفتم به خواب

از چه بيدارم نكردي آفتاب
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بي گناهي بودم و دارم زدند
دشنه اي نامرد بر پشتم نشست

از غم نامردمي پشتم شكست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد

يك شبه بيداد آمده و داد شد
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام

تيشه زد بر ريشه انديشه ام
عشق اگر اينست مرتد مي شوم

خوب اگر اين است من بد مي‌شود
بس كن اي دل نابساماني بس است
كافرم ديگر مسلماني بس است
در ميان خلق سردرگم شدم
عاقبت آلوده مردم شدم
بعد ازاين بابي كسي خو مي كنم
هر چه در دل داشتم رو مي كنم
نيستم از مردم خجر بدست

بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم،بت پرستي كار ماست

چشم مستي تحفهء بازار ماست

درد مي بارد چو لب تر مي كنم

طالعم شوم است باور مي‌كنم

من كه با دريا تلاطم كرده ام

راه دريا را چرا گم كرده ام؟؟؟
قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوش باورم گولم مزن!
من نمي گويم كه خاموشم مكن

من نميگويم فراموشم مكن
من نمي گويم كه با من يار باش
من نمي گويم مرا غم خوار باش
من نمي گويم،دگر گفتن بس است
گفتن اما هيچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شيرين! شاد باش
دست كم يك شب تو هم فرهاد باش
آه! در شهر شما ياري نبود
قصه هايم را خريداري نبود!!!
واي! رسم شهرتان بيداد بود
شهرتان از خون ما آباد بود
از درو ديوارتان خون مي چكد
خون من،فرهاد،مجنون مي چكد
خسته ام از قصه هاي شوم تان
خسته از همدردي مسموم تان
اينهمه خنجر دل كس خون نشد
اين همه ليلي،كسي مجنون نشد
آسمان خالي شد از فريادتان
بيستون در حسرت فرهادتان
كوه كندن گر نباشد پيشه ام
بويي از فرهاد دارد تيشه ام
عشق از من دورو پايم لنگ بود
قيمتش بسيار و دستم تنگ بود
گر نرفتم هر دو پايم خسته بود
تيشه گر افتاد دستم بسته بود
هيچ كس دست مرا وا كرد؟ نه!
فكر دست تنگ مارا كرد؟ نه!
هيچ كس از حال ما پرسيد؟ نه!
هيچ كس اندوه مارا ديد؟ نه!
هيچ كس اشكي براي ما نريخت
هر كه با ما بود از ما مي گريخت
چند روزي هست حالم ديدنيست
حال من از اين و آن پرسيدنيست
گاه بر روي زمين زل مي زنم
گاه بر حافظ تفاءل مي زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت
يك غزل آمد كه حالم را گرفت:
ما زياران چشم ياري داشتيم

خود غلط بود آنچه مي‌پنداشتيم


به من چيزي بگو شايد

هنوزم فرصتي باشه

هنوزم بين ما شايد

يه حس تازه پيدا شه

يه راهي رو به من باز كن

توو اين بي راهه بن بست

يه كاري كن

براي ما هنوزم يه مايي هست...

به من چيزي بگو از عشق

از اين حالي كه من دارم

من از احساس شك كردن به احساس تو بيــــــــــــــــــــــــــــــــزارم

تو هم شايد شبيه من

توو اين برزخ گرفتاري

تو هم شايد نمي دوني

چه احساسي به مــــــــن داري

گريزي جز شكستن نيست

منم مثل تو مي دونم

نگو بايد بريد از عشق

نه مي تونـــــــــــــي ... نه مي تونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم...

به من چيزي بگو از عشق

از اين حالي كه من دارم

من از احساس شك كردن به احساس تو بيــــــــــــــــــــزارم


 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:59 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

وقتي که به هم که ميرسيم سه نفريم من و تو وبوسه از هم که جدا ميشويم چهار نفريم تو و تنهايي من وعذاب
..................

میگن مردا دو دسته هستند

یک دسته اونهایی هستند که از زن خود میترسند

دسته دیگه کسانی هستن که مثل سگ از زن خود میترسند

که البته تعداد کثیری ازدسته دوم هستند

 

یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه

زوج هاي گرامي ! تا وقتي بوسه هست ، چرا گاز ؟؟؟ لطفا در مصرف گاز صرفه جويي کنيد

انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست ، انتخاب با خودته ! تا ابد دور خودت بچرخی يا تا بی نهايت ادامه بدی

 

چون مردها باحياترند ولي زنها اين طور نيستند اگر برخلاف ميل زنها كاري انجام بشه آبرو حيثيت آدم رو در سطح جهان ميبرند.
_________________
با كرجي ها آينده كرج را بسازيم

اصولا مردايي كه خيلي باعرضه هستند(منظور دوزنه ها مي باشد) ميرن مسجد ميخوابند حالا زن ذليل ها هم ميتونند برن در جوار اونها بلكه يه درسي بگيرند.

 

 

نفهمیدم اینجا همه مردان دارید از زن زلیلی میگید حلا باید ببینیم این زن زلیلی را چه جور توصیف میکنید آن هم در کشوری که مرد سالاریست حالا اقا خونه به شریک زندگیش کمک کنه یا حرفای همسرشو اجرا کنه زن زلیله؟ .به عقیده من کسانی که ادعا دارند زن زلیل نیستن ترسو هستند ودر واقعیت به خاطرترس از حرفای مردم هستش ادای مرد سالاری رو در میارن. مردی که زنشو دوست داره وبه عقایدش احترام میزاره مرد واقعیست چون از موقعیت خودش سوئ اسفاده نکرده.بحث جالبیست ادامه بدید شاید کمی مردان ما از زن زلیلی نهراسند ودر کنار شریک زندگیشون ایام خوشی بگذرانند وامار طلاق کم بشه.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 8:49 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه بهشتي ميشه جهنم

 سر كلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف كن ، گفتم : رفتم ... رفتی ... ساكت می شوم ، می خندم ، ولی خنده ام تلخ می شود ، معلم داد می زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ... و من می گویم : رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شكست ... غم رو دلم نشست رفت و شادیم مُرد ... شور و نشاط رو از دلم برد رفت ... رفت ... رفت ... و من می خندم و می گویم : خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است ، كارم از گریه گذشته كه به آن می خندم

 

انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست ، انتخاب با خودته ! تا ابد دور خودت بچرخی يا تا بی نهايت ادامه بدی

 روز اول گل سرخی برام اوردی گفتی برای همیشه دوستت دارم, روز دوم گل زردی برایم اوردی گفتی دوستت ندارم, روز سوم گل سفیدی برایم اوردی و سر قبرم گذاشتی و گفتی منو ببخش فقط یه شوخی بود

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 8:37 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد

آبــــــــــي آســمان وخدا

آبي آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست

خدارا نمي بينم و ميدانم كه هست

 

ای که دور از منو در قلب منی

با خبر باش که دنیای منی

 

این اسمش دوست داشتن نیست

هیچ کس قلبم رو این طوری

 نشکسته بود 

 دیگه قلب من تحمل این

 همه .......... نداره  

 مگه جرم من چی بود ه

 از کی تا حالا طرف رو خرد کردن شده

 دوست داشتن

 ............

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 1:46 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

عشق یعنی مرگ را همخانه کردن...

 

عشق یعنی تیغ را دیوانه کردن....

 

عشق یعنی دیدن سرخی خون در زیر دوش اب حمام....

 

عشق یعنی گفتن من دیوانتم تا بی نهایت...

 

عشق یعنی التماس با تو ماندن...

 

عشق یعنی التماس با من بساز...

 

عشق یعنی  تو فکر یه سقفم  فرهاد را گوش دادن و گریه...

 

عشق یعنی  گریه .گریه. گریه...

 

عشق یعنی ....مرگ....تیغ تیز.....خلوتی خیابانهادر شبهای  تابستان ...بدترین نوع خورد  

 

شدن،

شکستن،  

 عشق یعنی عرق سردی که وقتی التماس میکنی روی پیشونیت سردی میکنه....

 

اما عشق زیباست....اما عشق قشنگه.....وقتی که دونهای گرم اشکات دارن از گونه هات پایین میان و تو به عکسش نگاه میکنی و میگی ..........................................ماله من میشه..............................................

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 1:38 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

 وقت  جان  كندن  من بود  ،نمي دانستم

تيغ   بر گردن  من    بود ،  نمي دانستم 

آن  چه در حجم پر از درد گلويم پژمرد

آخرین    شیون    من    بود   نمدانستم

تا    نمردم   بگذاريد   كه   فرياد   كنم  

دوست  هم  دشمن  من  بود   نمیدانستم

ازهمان خنده كه معناي عطوفت مي داد

نیتش   کشتن    من     بود   نمیدانستم

آن  چه  من   بارقه  عاطفه  پنداشتمش

آتش   خرمن    من    بود    نمیدانستم

لحظه وصل من و دوست ،خدا مي داند

وقت جان  كندن  من  بود ،نمي دانستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 1:24 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

 

عشق یعنی شکستن در درون...

عشق یعنی خورد شدن تا عمق جان....

عشق یعنی تنهایی تا عروج...

عشق یعنی انتظار تا شب بیاید ...

عشق یعنی خود کشی با تیغ تیز ...

عشق یعنی دیدن پرتگاه جدایی...

عشق یعنی گریه های شبانه زیر نور ماه شب 14...

عشق یعنی التماس...

عشق یعنی التماس....

عشق یعنی التماس...



عشق یعنی سفر زیره نور ماه...

عشق یعنی قدم زدن توی کوچه های خلوت تابستان...

عشق یعنی خواستن پیوستن از ماه...

عشق یعنی دیدن دست بریده با تیغ تیز ...

عشق یعنی بریدن دست چپ هنگام جدایی تا التماس باشد این کار...

عشق یعنی نوشتن دیوانگی ها با خون ....

عشق یعنی نوشتن اسم او با خون خود...

عشق یعنی مردن...

عشق یعنی از جسم خود باید گذشتن...

عشق یعنی جنون تا حد مرگ...

عشق یعنی انتقام با تیغ مرگ...

مثل شمع بزم آبم کردو رفت

عشوه ای کرد و خرابم کرد و رفت

رفت و کوه طاقتم را باد برد

یوسف امید من در چاه مرد


ای دل شوریده مستی میکنی

باز هم شبنم پرستی میکین

رام هر کس کی شود آهوی دشت

ای دل بیچاره دیدی بر نگشت


بعد از این زهر جدائی را بخور

چوب عمری بی وفادی را بخور

من که گه گفتم ای دل بی بند و بار

عشق یعنی رنج یعنی انتظار

عشق خونت را دواتت میکند

شاه باشی عشق ماتت میکند


آه عجب کاری به دستم داد دل

هم شکست و هم شکستم داد دل

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 1:21 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
 
چه تلخ است رمز جدایی ، روزی که آخرین نگاه سرد و بی مهرت را به چشمان اشک آلودم دوختی و گفتی خداحافظ . از .وقتی هم که رفتی من هم سرگردان باغ آرزوهایم شدم و به تو و آخرین نگاهت می اندیشم و آرزو دارم که تو روزی بیایی
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 1:15 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

 

اگه دستم به جدائی برسه!

اگه دستم به جدائی برسه ... اونو از خاطره هام خــــــط میزنم

از دل تنگ تمــــــــوم آدما ... از شب و روز خدا خـــــــط میزنم

اگه دستم برسه به آســمون ... با ستاره ها قیامــــــت میكنم

نمیزارم كسی عاشق نباشه ... ماه و با همه قســــمت می كنم

وقتی گاهی من و دل تنها میشیم ... حرفای نگفتنی رو میشه دید

میشه توو سكوت بین ما دوتـــــــا ... خیلی از ندیدنی ها رو شنید

قصه ی جدائی ما آدما ... قصه ی دوری مــــــــــــاست از خودمون

دوری من و تو از لحظه ی عشق ... قصه ی سادگــــیه گم شدمون

 

باز هم از دوست گلم

       m d 40     

با این روح پاك تشكر می كنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 1:13 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

 

چه میهمانان بی دردسری هستندمُردگان! ... نه به دستی ظرفی را چرک می کنند و نه به حرفی دلی را آلوده ... تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت!! به یاد آنان كه دوستشان داشتيم، صلوات

می دونی اگه سخره وسنگ تو مسیر رودخونه ی زندگی نباشه صدای آب اصلا قشنگ نیست

 

انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1-بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3-بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاري

 

در دادگاه عشق … قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند … دوستت دارم

دلم گرفته از آدمی که زیر بارون برات گریه میکنه ولی وقتی آفتاب میشه همه چی رو فراموش میکنه

اگر روزی خیانت دیدی بدون قیمتت بالاست اگر روزی ترکت کردن بدون با تو بودن لیاقت میخواد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 11:13 قبل از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
از پروانه خواستم, راز سخن گفتن با گلها را برايم بگويد.

پاسخ داد: سخن گفتن با گلها به چه کارت ايد؟

گفتم: سراغ گلي را مي جويم. مي شناسي اش؟؟؟

گفت: کدامين گل تو را اينچنين بي تب و تاب کرده است؟

گفتم: به دنبال زيباترينم.

گفت: گل سرخ را مي گويي؟

گفتم: سرخ تر از ان سراغ ندارم.

گفت: به عطر کدامين گل شبيه است؟

گفتم: خوشتر از ان بوي ديگري نمي شناسم.

گفت: از ياس مي گويي؟

گفتم: سپيد تر از ان نيز نمي دانم.

گفت: در کدامين گلستان مي رويد؟

گفتم: در ان صحرا گلستاني که از شرم ديدگانش هيچ گل ديگري نمي رويد.

به ناگاه ديدم پروانه,


بي تاب تر از من ناارامي مي کند.........

از اين گل و ان بوته,


گفت: اسمش چيست که اينگونه از ادميان دل برده است؟

گفتم به زيبايي نامش نديدم.

گل نرگس را مي گويم. مي شناسي اش؟؟؟

به ناگاه ديدم پروانه,


بالهايش به روشني شمع مي درخشيد.

گويي شعله از درون,


توان رفتن نداشت... به سختي خود را به روي باد نشاند
 
و از مقابل ديدگانم دور شد.......

اري....

او گل نرگس را يافته بود. شراره هاي وجودش خبر از ان گل زيبا مي داد........

اينک دوباره من ماندم و اين نام اشنا و غريب.......

در صحراهاي غربت, تا ادينه اي ديگر, به انتظار نشسته ام,
 
 تا شايد به همراه پروانه اي, به ديار اشنايت قدم گذارم........

تو تمام ارزوهای منی

کاش تنها یک ارزوی تو باشم

آمد اما بي صدا خنديد و رفت ...

 لحظه اي در كلبه ام تابيد و رفت ...

 آمد از خاك زمين اما چه زود ...

دامن از خاك زمين برچيد و رفت ...

 ديده از چشمان من پنهان نمود ...

از نگاهم رازها فهميد و رفت ...

 گفتم اينجا روزني از عشق نيست ...

پيكرش از حرف من لرزيد و رفت ...

گفتم از چشمت بيفشان قطره اي ...

 ناگهان چون چشمه اي جوشيد و رفت...

 گفتمش من را مبر از خاطرت ...

 خاطراتش را به من بخشيد و رفت ...

***********

***********

 

نظر خواهی فعال است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 2:1 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

ماهي به آب گفت 

 تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم..

 آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني

 

بعد از مرگم

تکه یخی به شکل صلیب روی سنگ قبرم بگذارید

 تا با اولین طلوع خورشید آب شود و به جای یار برایم گریه کند

 

زیبای زندگی

زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست،

 در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست!

 زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد... آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

 

افلاطون میگوید

به ضرورت امديم به اين جهان به حيرت زيستيم و با کراهت ميرويم

 

خیلی جالبه

از سوسک می ترسیم................از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم

 از عنکبوت میترسیم................از اینکه تمام زندگیمون نار عنکبوت ببنده نمی ترسیم

از خوب سرخ نشدن قورمه سبزی میترسیم................از سرخ شدن ادما از خجالت نمیترسیم

از سرما خوردگی میترسیم................از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم.

 از شکستن لیوان میترسیم................از شکستن دل ادما نمیترسیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 12:22 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

نفس هایم را
در تنها دقیقه ای که می شود تو را دید
حبس می کنم

جسمم را روبروی چشمانت
سبز می کنم
تا در حواس دیدنم حبس شوی.

                       تنها وقتهایی که می آیی
                                                            ماه از جهنم آسمانم بالا می رود ...!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 2:55 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

مرگ را بگوييد

 کسي اينجا به انتظار ايستاده

مرگ را بگوييد که من هستم

کسي که ميعاد گاه را ترک نکرده است

من از خورشيد آموخته ام

سوختن و تکرار را

ودر آب ديده ام خداوند را

من خداوند را فهميده ام چشمانم از آسمان باراني ترند

اما گلويم هنوز

سکوت مي نوشد

من بغض خواهم کرد

طناب دار تنهايي من رنگين است

آن قدر رنگ وا رنگ

که نخواهي دانست

آیینه چون شکست

قابی سیاه و خالی از او به جای ماند

با یاد دل که آیینه ای بود

در خود گریستم

بی آینه

چگونه در این قاب زیستم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 2:37 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
 

 3 ثانيه نگاه،

                  3 دقيقه خنده،    

                          3 ساعت صفا،

                                      3 روز آشنايي،

                                                 3 هفته وفاداري،

                                                           3 ماه بيقراري،

                                                                      3 سال انتظار،

                                                                               30 سال پشيماني

                                          

                                    دوستتون دارم خیلی زیاد   

 

 

بی تو ای تبسّمت زلال مثل آسمان
گریه میکنیم با تمام دردهایمان
بی تو چشمهایمان دچار بی قراریند
لحظه هایمان دقیقه های سوگواریند
ای بهانهء سرود سوگنامه های ما
بی تو رنگ شب ضمیمه شد به جامه های ما
بعد رفتن تو مُرد شعلهء امید ما
غرق بی ستارگی شد آسمان عید ما
با غروب خود سپیده را به شب گره زدی
پشتمان شکست روی شانه ها که آمدی
زود بود روی شانه های جمع بردن ت
این چنین به انزوای خاک ها سپردن ت
بی تو مبتلای درد و داغ و اشک و آتشیم
نیستی ببینی از نبودنت چه می کشیم*...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:10 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

 

وصيت نامه

]  قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.
] بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان دراختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.
] به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!
] ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.
] عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.
] بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي،گورستان را تماشا كنم.
] كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
] مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.
] روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.
] دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند.

 درچمنزار خاكم كنيد!
 كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.
 شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.
 در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.
از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم.
 به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
 چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جائی برای جسدم باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:46 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
                                                     

                                              

 

يكي را دوست مي دارم

يكي را دوست مي دارم
ولي افسوس
او هرگز نمي داند.


ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم شايد بخواند از نگاه من
كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس
او هرگز نگاهم را نمي خواند
به برگ گل نوشتم من كه
كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس
او برگ گل را به زلف كودكي آويخت تا او را بخنداند
به مهتاب گفتم اي مهتاب
سر راحت به كوي او سلام من رسان و گو كه
او را دوست مي دارم
ولي افسوس
يكي ابرسيه آمد ز ره روي ماه تابان را بپوشانيد
صبا را ديدم گفتم:صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم كه
او را دوست مي دارم
ولي افسوس
ز ابر تيره برقي جست و قاصد را ميان ره بسوزانيد
كنون وامانده از هرجا دگربا خود كنم نجوا

بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیده ست در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد

من ازمردن نمی ترسم،هراس از زندگی دارم
که هر روزش مثه دیروز،از این تکرار بیزارم
من از مردن نمی ترسم،که هر چی باشه یکباره
هراس از زندگی دارم،که دردش پر ز تکراره

اگه زندگی همینه،آره من عاشق مرگم
می خوام از شاخه بیفته،دونه آخر برگم
زندگی مثه یه داسه،آدما مثل درختن
ظریفاشون زود میمیرن،دیرتراونا که سختن

این دیگه دست آدم نیست،زورکی میاد به دنیا
به خودش میاد می بینه،افتاده تو قعر دریا
کسی از ما نمی پرسه،دنیا اومدن به زوره
یکی سالمه ،یکی نه،یکی افلیج، یکی کوره
به خودش میاد یه وقت که،واسه برگشت خیلی دیره
می کنه جون روزی صد بار،روزی صد دفعه می میره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 10:26 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

 

زندگی به مرگ گفت

 چرا آمدن تو رفتن من است

؟ چرا خنده ی تو گریه ی من است

؟ مرگ حرفی نزد!!!

 زندگی دوباره گفت :

 من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه

 من با بودنم زندگی می بخشم

 تو نیستی

 مرگ ساکت بود

 زندگی گفت : رابطه ی من و تو چه احمقانه است !!

! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا؟

 اما مرگ تنها گوش می داد

 زندگی فریاد زد : دیوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟

 مرگ آرام گفت :

 تا بفهمی که تو و دیوانگی و عشق و حسرت چه بیهوده اید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 10:21 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي

نگو این باز آمد ...
خودم را می گویم خدا جان
خدایا با توام....
روبرویت نشستم و به خودم می گویم
کاش کنارم بودی!
کاش من رو از هستی مرگ آورم نجات می دادی!
سخت است اما اگر تو بخواهی سهل
تو نگفتی من چه کرده ای داشتم که اینگونه عذابم نمودی؟
ولی شکرت....
هنوز امیدوارم
اما هنوز موریانه های فکرم
جسمم را آزار می دهد
کجایید که بدانید چه می کشم؟
من همهُ درونم در درونم نهفته است.....
پس نگویید می دانید!
شما هیچ نمی دانید....
تمام شدم....
اگر می خواستم از اشکهایم جوهر نگارشم را بسازم!
تا میلیون ها سال نوری می توانستم
ناله و فریادم را مکتوب کنم!!!!!
اما چه کنم که
انسانم و
محدودم و
محکوم......
به خدا نمی دانید هفته ها را چگونه به ماه تبدیل کردم.....
وقتی ماه !!!! کنارم نبود.......
نمی دانید نقطهُ پایان من بود و
نمی دانم چگونه هنوز ادامه دارم؟؟؟؟
می خواهم داد بزنم...
می خواهم فریاد بزنم...
چه اشتباهی شده؟
آخر این سزای من نبود.....!
این سزای یک عاشق بی توقع نبود....!
این سزای کسی بود که 14 میلیارد چشم انسانهای زمین را بلعیده!!!!!!!!
من حتی چشم خودم را توان بلعش نیست!!!!
می دانم اشتباهی شده....
گناه من این است که
تمام
تمام شدنم را برای آغاز دوبارهُ تولدم در عشق او به خدمت گرفتم!!!
این گناه من بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگر نه تشنه ام و نه خواهم شد....
بگو چه کسی من و تو را در آسمان دیده ...
بگو چه کسی چشم دیدنمان را نداشت که ...
نفرین بخشش بر او باد!!!
نفرین بخشش کم است
درود بر او باد که به خواسته اش رسید....
او نمی داند من هنوز خـــــــــــــدا را دارم...
اگر می تواند او را از من بگیرد!!!!
می دانم که باید همه را بخشید
حتی خودم را !!!!
که صادقانه و عاشقانه دوستش داشتم!
پس می بخشم...
خدایا تو نیز مرا ببخش............................

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 10:48 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
 

 عشق یعنی خاطرات بی غبار              دفتری از شعر و از عطر بهار

 

         عشق یعنی یك تمنا , یك نیاز               زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

 

عشق یعنی چشم خیس مست او             زیر باران دست تو در دست او

 

         عشق یعنی ماتحب از یك نگاه             غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

 

عشق یعنی عطر خجلت شورعشق         گرمی دست تو در آغوش عشق

 

         عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان "   تا سحر از عاشقی با او بخوان

 

عشق یعنی هر چه داری نیم كن              از برایش قلب خود تقدیم كن

 

 

   قلبم را تقديمت ميکنم تا بداني بي رياترينم

اشکي ميريزم تا بداني پر احساس ترينم

شوق وصال حس غريبي است که برايت ترسيم ميکنم

حس خوشبختي را  تا  بداني خوشبخت  ترينم

موجي از عشق را بر ساحل وجودت ميفرستم

تا بداني عاشق ترينم و شعرم را تقديمت ميکنم

تا بداني که من ساده ترينم

 

 

 

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

                                 بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

 

                              سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

                                لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

 

                               همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

                             سوختم در پیش مهرویان و بی جا سوختم

 

                               سد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزد

                             گر چه همچون شمع از گرمی سراپا سوختم

 

                               سوختم از آتش دل در میان موج اشک

                             شور بختی بین که در آغوش دریا سوختم

 

                           جان پاک من "رهی" خورشید عالمتاب بود

                               رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم

 

 

امشب باز آسمان دلم ابریست

 

دل بهانه ی تو را می گیرد

 

دیدنت را میخواهم و بودنت را

 

چه کنم با این دل شکسته ی بیقرار که خواب و قرار از من گرفته

 

آخ که چه سخت است دلتنگی وندیدن ، دوست داشتن و بهم نرسیدن !

 

نازنیم !

 

بگو چه کنم

 

بگو از کدامین افق طلوع خواهی کرد

 

بگو با کدامین سحر خواهی آمد بگو.....

 

بگو چه کنم دردهای این دل بیقرارم را .......

 

 

   قلبم را تقديمت ميکنم تا بداني بي رياترينم

اشکي ميريزم تا بداني پر احساس ترينم

شوق وصال حس غريبي است که برايت ترسيم ميکنم

حس خوشبختي را  تا  بداني خوشبخت  ترينم

موجي از عشق را بر ساحل وجودت ميفرستم

تا بداني عاشق ترينم و شعرم را تقديمت ميکنم

تا بداني که من ساده ترينم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 12:39 بعد از ظهر
  به قلم:  مهدی دادخواه   | 

گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
 

© 2006-2007 ashkriz.blogfa.com - All rights reserved - Powered by bts.coo.ir - Temp by 
** M A H D I . D A D K H A H **